X
تبلیغات
۩ دریـــای مــــــن ۩


۩ دریـــای مــــــن ۩

تنهایی خود را مقدس بدار؛تا زمانی که چیزی مقدس تر از آن نیافته ای در تنهایی خود بمان.

فرقی نمیکند غروب پاییز باشد یا عصر بهاری

دل که هوایی شود می گیرد !!

نوشته شده در شنبه دوم فروردین 1393ساعت توسط مریم| |

شبم با ترس هم مرز ِ

بهشتم اونورش باشه به این برزخ نمی ارزه

نوشته شده در شنبه دوم فروردین 1393ساعت توسط مریم| |

حال عجیبی دارم این روزا 

ابری شدم

نزدیک بارونم

چندتا بهارو برنمیگردی

چند سال درگیر زمستونم

 پ . ن : نوروز منو یاد تو میندازه . این نوروزم به یاد تو میمونم !!


نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت توسط مریم| |

...

فقط خواستم تاریخ امروز توی دفتر خاطرات وبلاگم ثبت شه.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت توسط مریم| |

انسان هایی هستند که بارها و بارها شمارا می شنوند ولی هرگز شما را نمیفهمند.

افراد دیگری هم هستند که شما رو میفهمند بدون آنکه صحبتی کنید.

این دسته دوم همان هایی هستند که دوست داریم برای همیشه کنارمان بمانند.

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1392ساعت توسط مریم| |

طعم تلخ و شیرین خاطراتی که گهگاهی آزارت میده گهگاهی از اینکه تجربشون کردی خوشحالی با شنیدن "سبب منم که میشکنم ... " واست پر رنگ تر میشه..

دیگه هیچ جایی نمیتونم حرفامو بزنم ..هیچ جاییو ندارم که این حرفا رو که 4 ساله عقده شده  خالی کنم.

دیروز اتفاقی آلبوم تقدیر شادمهر به گوشم خورد . چه روزایی که با این آلبوم نداشتم ...

عادت ، رسیدی ، سبب منم که میشکنم... هرکدومشون یه دنیا بودن برام.

چند سال پیش فقط یه بلاگفا بود که میشد حرفاتو بنویسی توش و کلی هم حرف بودو درد دل ...

ولی الان فیس بوک و ... انگار هرچی جا  برای نوشتن بیشتر میشه گره حرف زدن  کور تر میشه.

هیچی دیگه مثل چند سال پیش نیستو حتی نوشتن ٍِ من ..

نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1392ساعت توسط مریم| |

معصومه نوشت :


م: چرا همش ناراحتی؟
من: آره همش ناراحتما! می بینی؟
م: چرا؟ به من بگو
من: می دونم اگه بهت بگم تو هم ناراحت میشی. یه آدم ناراحت بهتر از دوتاست.
.
.
.
به این فکر می کنم که واقعا با شنیدن دلیل ناراحتی من، ناراحت میشه؟!
بعضی وقت ها واقعیت تلخ نیست!
دقیقا همان "شراب ارغوانی اکسیر مرگ" است.

از طرف معصومه عزیز

نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1392ساعت توسط مریم| |

وقتی دلت هوای او را دارد همه را شبیه او میبنی الا خودش واقعیش....


*دل تنگم ...

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1392ساعت توسط مریم| |

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392ساعت توسط مریم| |

تولد 20 سالگیـــــ

روز 19 فروردین 20 سالگی هم به همین راحتی تموم میشه.

هه!! بچگیام فکرمیکردم به این سن برسم چی میشـــــه چه اتفاق باورنکردنی ای میفته تو 20 سالگی...

ولی میبینم هرسال دریغ از پارسال .. انگار هرسال از سال قبلی بهتره..

هیچ حس خاصی ندارم فقط انگار نگرانی و ناراحتیم بیشتر میشه که این روزای خوب 19  20 سالگی که همیشه ارزوشو داشتم داره به همین راحتی و سادگی میگذرن...

نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1392ساعت توسط مریم| |


Design By : Night Skin